تبليغاتX
Mix-Islam-God

Mix-Islam-God

اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمامَ الْهادِىَ الْمَهْدِىَّ

دانلود کتاب صحيفه علويه

دانلود کتاب صحيفه علويه

  اين كتاب توسط آقاي سيد هاشم رسولي محلاتي برشته تحرير درآمده است و آنرا صحيفة علويه و تحفة مرتضويه نام نهاده است . مولف محترم در اين مجموعه سعي داشته آن دسته از ادعيه اي كه از حضرت امير رسيده و نيز منبع آن درست ميباشد را ارائه نمايد. اين مجموعه شامل مناجاتها و دعاها و حجابها و استغاثه ها و هيكلها و عوذات رسيده از جانب حضرت امير ميباشد.

دانلود (326 KB)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 21:42  توسط S&O  | 

بگوییم که من یک خدای بزرگ دارم!!

به خدا نگوییم یک مشکل بزرگ دارم، به مشکل بگوییم من یک خدای بزرگ دارم

هنگامی که حکم اخراج بی دلیلش را از رییس دریافت کرد، یک نفس عمیق کشید و محترمانه به او گفت:"شاید قدرت و مقام شما از من بیشتر باشد اما من خدایی دارم که قدرتش بی نهایت است، می‌دانم تا او نخواهد من اخراج نمی شوم و شماهم هیچ نمی توانید بکنید" و ضمن ادای احترام از اتاق رییس خارج شد. با خیالی آسوده به خانه رفت و آن شب را در میان خانواده جشن گرفت و به سرور پرداخت. او همیشه درچشمانش سخنان بی شماری با خدا داشت و رفتارش با دیگران نمونه ای از عبادت بدون شرط بود. درمواقع گرفتاری خونسرد و آرام بود و از ناامیدی پرهیز می کرد، به مسایل نگاه مثبت داشت و از موج منفی دیگران رویایی سبز و زیبا می ساخت.

فردای آن روز بی تفاوت به اتفاقی که افتاده است به محل کارش رفت. به پشتوانه احساسی که در ذهنش به وجودآمده بود و یقین به حل مشکلش، امیدش دوچندان شده بود. وارد دفتر کارش شد و آرام آرام به سوی اتاق رییس گام برداشت، در ذهن دغدغه مشکلش را احساس نمی کرد و منتظر یک اتفاق یا پیشنهاد جدید بود. بعد از احوالپرسی، از منشی رییس اجازه ورود خواست اما موفق به ورود نشد...

به ديدن ادامه ي مطلب برويد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 13:30  توسط S&O  | 

ويژگيها و خصايص مهدى(عج)

مهدويت نوعى ، زاينده جنگ است و بر جنگهاى بشر، جنگهاى دگرى مى افزايد. كينه و انتقام ، سراسر جهان را فرا گرفت و به جاى عدل عالمگير و جاويدان ظلم عالمگير و ابدى ، نصيب بشر خواهد شد و رنجهاى بشر و كوششهاى خدمتگزاران بشر، بر باد فنا خواهد رفت و بشر به خواسته طبيعى و فطرى خود نخواهد رسيد.بنابراين ، وجود مهدى نوعى ، از نظر اجتماعى ، محال است .
و وعده هاى قرآن و انبيا نيز باطل و دروغ خواهد بود عقل ، اين نظريه را باطل مى شمارد. از اين گذشته ، وجود مهدى پس از ظهور قابل و انكار و ترديد است ؛ چون دليلى براى آن كه او مهدى موعود است و دگرى نيست وجود ندارد.
در نتيجه ، دودستگى و چند گروهى در ميان بشر پيدا خواهد شد و اختلاف ، سراسر گيتى را فرا خواهد گرفت و گمراهى بشر دو چندان مى گردد و درهاى هدايت ، بسته مى شود. بدين جهت مى بينيم كه مدعيان مهدى بودن ، در تاريخ اسلام ، بسيار آمدند و رفتند، خونها ريختند، ظلمها و ستمها بر پا كردند.
پس بايستى ، مهدى ، شخص معينى باشد كه شناختش براى خلق آسان باشد، و اشتباهى در تشخيص رخ ندهد.
مهدى نوعى ، با اسلام منافات دارد؛ چون روايات متواترى وارد شده كه حضرتش شخصى است معين و موجود و زنده .
چنانچه مهدى نوعى مستلزم آن است كه سالها زمين خالى از حجت باشد، و اين هم بر خلاف اصول و مبانى اسلام است . با اين حال ، مدعيان مهدويت ، همگى از ميان مسلمانان برخاسته اند؛ كسانى كه از اصول و مبانى اسلام خبر نداشته اند و يا آگاه بوده ، و حقيقت را به مسلمانان نگفته اند.
ويژگيها و خصايص مهدى
مهدى ، كسى است كه به وسيله خدا تعيين مى شود. چون بشر ناتوان است كه چنين كسى را بشناسد؛ زيرا كه مهدى مانند فردى از افراد بشر است . مهدى ، كسى است كه اجرا كننده تعليمات همه انبيا و خواسته هاى همه اوليا خواهد بود.
مهدى ، بايستى دانشى نامتناهى داشته باشد، بينشى نامتناهى داشته باشد، استقامت نامتناهى داشته باشد، خستگى ناپذير باشد، داراى بالاترين قدرت روحى باشد، رحمتى نامتناهى داشته باشد، مهربان و دوست خلق باشد، پاكيزه از كينه و عقده روحى باشد، خلق در نظر او يكسان باشند، آن قدر در عدالت و دادگرى پيشرفته باشد كه نگذارد پوست ارزنى از دهان مورى گرفته شود، و كسانى كه باقى خواهند ماند، يا از ترس خواهد بود و يا از طمع ، و هر دوى اينها با عدالت و دادگرى او سازگار نيست .
مهدى ، اميد بشر؛ مهدى برگزيده خدا؛ مهدى ، انجام دهنده هدف انبياء مهدى ، دادگر كل ، مهدى ، بنيانگذار عدل مؤ بد جهانى ؛ مهدى ، انسان بزرگ مهدى ، پاكيزه ترين فرد بشر هنگام قيام ، مهدى ، دادگسترى زنده و پاينده كه سراپاى وجودش از فضيلت و عدالت و بزرگوارى آكنده است .
نقطه ضعف شخصى ، نبايستى داشته باشد. پدرانش ، بايستى پاك و پاكيزه باشند و نقطه ضعف خانوادگى ، نبايستى در حضرت مهدى وجود داشته باشد. در پاكيزه ترين محيط، تربيت و پرورش يافته باشد و عنايت الهى در پرورش او دخالت كامل داشته باشد.
خودش پاك ، نياكانش پاك و به پاكى شناخته شده باشند؛ كه همگان مردان فضيلت و تقوا و پرهيزكارى بوده اند. مردم گمنامى نبوده اند؛ عزلت و گوشه گيرى نداشته اند و در ميان مردم زيست داشته اند. در محيط دوستى و دشمنى بوده اند. و به طور دقيق ، هر دو گروه ، حيات فردى و اجتماعى آنها را زيرا نظر گرفته بودند؛ دوستان براى آن كه سر مشق بگيرند، دشمنان براى آن كه نقطه ضعفى بيابند و بر آنها بتازند، و دو گروه جز تقوا و پرهيزكارى ، جز انسانيت و فضيلت ، چيزى نيافتند.
پيوسته در راه حق مبارزه مى كردند. از اين رو، دشمنان آنها را مى كشتند؛ تا بتوانند تا خدا را خاموش كنند ولى نتوانستند و اين نور براى هميشه روشن ماند تا روزى كه تابش جهانى پيدا كند و سراسر گيتى از اين نور بهره مند شود.
آرى ، چنين دودمانى شايسته است كه پيشوايان خلق و بشريت باشند و قافله سالار جهان انسانيت گردند و حضرت مهدى كه بر پا كننده عدل جهانى است ، بايستى از چنين خاندانى باشد.
مهدى و عصمت
عصمت ، يعنى پاكيزه بودن از گناه و پيراسته بودن از خطا.
و آن حقيقتى است از مقوله علم كه دانستن حقايق اشيا باشد.
فرد بزرگوارى كه داراى فضيلت عصمت باشد، نه تنها گناه نمى كند، بلكه فكر گناه ، در مغزش راه ندارد، چون به حقيقت گناه آشناست ، ولى قدرت بر ارتكاب گناه دارد. از اين رو، مرتبه اش از فرشتگان برتر و بالاتر است .
شما زبان مار را نمى مكيد و از خوردن نجاست خوددارى مى كنيد، بلكه فكر چنين كارى نيز در مغز شما راه نمى يابد، با آن كه قادر بر هر دو كار هستيد.
چرا ؟ چون به حقيقت هر دو كار پى برده ايد و مى دانيد كه چيست .
نسبت معصوم با گناه ، چنين است .
بنابراين ، عصمت ، مرتبه عاليه اى را عدالت نيست ، بلكه فضيلتى است از فضايل مغاير با عدالت و آن علمى است خدادادى و از علوم بشرى نيست و موروثى نيز نمى باشد؛ چنانچه قابل تعليم و تعلم نيز نيست .
علمى است كه حضرت احديث ، هر فردى را شايسته بداند، بدو افاضه مى كند؛ چنانچه در ميان دودمان عبدالمطلب - كه شماره آنها به چهل مى رسيد يا از چهل افزون بود - فقط يك فرد شايسته پيامبرى بود و آن حضرت محمد صلى الله عليه و آله بود و دگران شايسته اين منصب مقدس نبودند.
در ميان پسران ابوطالب ، فقط يك فرد شايسته دارا شدن صفت عصمت بود و آن على عليه السّلام بود از اين رو، از سوى خدا و رسول صلى الله عليه و آله ، وصى حضرت محمد صلى الله عليه و آله گرديد.
مرد عادل و دادور، هنگام اشتداد شهوت يا غضب ، تمايل به گناه دارد، ولكن گناه نمى كند، ولى معصوم تمايل به گناه نيز ندارد.
 
ادامه متن در ادامه مطلب ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 19:25  توسط S&O  | 

راههای ارتباط با امام زمان :

 
سؤالي که هم اکنون در مقام پاسخ‌گويي به آن هستيم، اين است که براي بهره‌مندي از نعمت‌هاي باطني، به ويژه نعمت وجود مبارک امام عصر(ع) چه بايد بکنيم؟ نكتة قابل توجّه، اين است که جوان‌ها بهتر مي‌توانند اين راه را طي نموده و با حضرت ارتباط برقرار کنند؛ چرا که گناهنشان کمتر و دلشان پاک‌تر است. اگر هم يکي دو گناه مرتکب شده باشند، موفّق به استغفار مي‌شوند.

در زيارت اهل بيت(ع) يا توجّه و ارتباط قلبي با امام عصر(عج) نبايد به کم راضي شويم.خود امام را بخواهيم. اگر او يک لحظه کنار ما بنشيند، همه چيز درست مي‌شود.
چه بسيار افرادي که با يک ديدار امام به هر چه مي‌خواستند، رسيدند.چرا يک کفّاش بايد از صداي کفش آقا، ايشان را بشناسد، امّا ما هيچ نصيبي از آقاي خود نبريم.
اگر به اندازة ارادتي که به دوستان خود داريم، به امام ارادت داشته باشيم، به وصال او خواهيم رسيد. متأسّفانه برخي از ما به اندازة سرگرمي دنيوي نيز براي امام خود ارزش قائل نيستيم و توقّع داريم ديدار آن حضرت نصيب ما نيز بشود. توجّه، عبادت، پشتکار و استقامت، اخلاص و تصميم جدّي براي ديدار امام زمان(عج) به ايجاد رفاقت با ايشان، کمک شاياني مي‌کند. بايد در دل شب از خواب شيرين بيدار شويم و مناجات کنيم. بايد همة کارهاي خود را رنگ خدايي بدهيم؛ براي خدا نشست و برخاست کنيم. براي خدا سخن بگوييم و براي خدا درس بخوانيم. براي خدا کار کنيم. هر گاه اين گونه شديم، به وصال امام زمان(عج) نيز خواهيم رسيد.
دعا برای فرج :
 دعا براي سلامتي و فرج آن حضرت نيز در تحقّق اين امر بسيار مؤثّر است. همان کاري که همة ائمّة معصومان(ع) به آن مبادرت مي‌ورزيدند. در برخي از کتاب‌هاي روايي، اين عبارت از امام حسين(ع) نقل شده است که به هنگام شهادت حضرت علي اصغر(ع) فرمودند : « خدايا! حال که ياري تو از علي اصغر من دريغ شد، ياريت را از فرزندم که روزي ظهور خواهد کرد ، دريغ مدار ».

امام رضا(ع) نيز سفارش نمودند که اين دعا را در قنوت نماز ظهر روز جمعه يا خود نماز جمعه بخوانيم :
 
اللّهمَّ أَصلح عَبدَکَ وَ خَليفَتَکَ بِما أصلَحتَ بِهِ أنبِيائَکَ وَ رُسُلَکَ وَ حَفَّهُ بِمَلائِکَتِکَ وَ أيِّدهُ بِرُوحِ القُدُسِ مِن عِندِکَ واسلُکهُ مِن بَين يَديهِ وَ مِن خَلفِهِ رَصَداً يَحفِظُونَهُ مِن کُلِّ سُوءٍ وَ أبدِلهُ مِن بَعدِ خَوفِهِ أَمناً، يَعبُدُکَ لا يُشرِکُ بِکَ شَيئاً وَ أَذِّن لَهُ فِي جَهادِ عَدُوِّکَ و عَدُوِّهِ وَ اجعَلنِي مِن أنصارِهِ

خدايا امر ظهور بندة خود را اصلاح کن، همان طور که کار انبيا و رسولانت را اصلاح کردي. با ملائکة خود او را در بر بگير و با روح‌القدس او را تأييد فرما. از جلو و پشت سر، او را حفاظت فرما و از هر بدي او را حفظ کن و بعد از اين خوف، امنيّت را برايش بياور.او تو را مي‌پرستد و ذرّه‌اي به تو شرک ندارد. اجازة جهاد با دشمنانت و دشمنانش را به او عطا فرما و مرا نيز از ياران او قرار بده.

امام هشتم(ع) مي‌فرمايد : « مرا از ياران او قرار بده » امام صادق(ع) نيز مي‌فرمايند :
«اگر من او را درک کنم، همة عمر خدمتکار او خواهم بود.»
براي ايجاد ارتباط قلبي با آن حضرت چند راه وجود دارد :
 
ادامه متن در ادامه مطلب ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 19:20  توسط S&O  | 

دانلود دعاي عهد؛ پيمان صبحگاهي با حجت خدا

براي دانلود دعاي عهد اينجا را كليك نمائيد.

 خداوندا!
در اين صبحگاهان
و در هر صبحگاه ديگر، تا زنده‌ام
عهد و پيمان و بيعتي را كه با او بسته‌ام
تازه مي‌كنم
من از اين پيمان هيچ‌گاه سر برنمي‌تابم
و دست بر نمي‌دارم
خداوندا!
مرا از آنها ساز
كه ياور و يار اويند
تلاشمندانه هوادار اويند
در فرمانبري به سويش مي‌شتابند
به هر چه او مي‌فرمايد گردن مي‌نهند
كيان او را پاس مي‌دارند
در انجام خواست او پيشي مي‌جويند
و پيش رويش جان مي‌بازند
خداوندا!
اگر مرگ- اين سرنوشت ناگزير بايسته-
ميان من و او دوري افكند.
مرا از خاك برانگيز
از آن سان كه
كفن در بر كرده
شمشير بركشيده
و نيزه برهنه ساخته
دعوت آن بيدارگر را كه در شهر و هامون
ندا مي زند
اجابت كنم.

سید ابوالقاسم حسینی(ژرفا)
 ٭ ترجمة بخشي از «دعاي عهد».

ماهنامه موعود شماره 64

منبع:
 
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 18:11  توسط S&O  | 

رموز خلقت و گنجينه ي حكمت

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 20:0  توسط S&O  | 

دلسوزی عزرائیل

روزی رسول خدا صل الله علیه و آله نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟عزارییل گفت: در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:1- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست. همه سرنشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت. او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد. من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.2- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود، همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم. آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت: ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم. در عین حال کفران نعمت کرد و خودبینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت. سرانجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم ولی آنها را رها نمی کنیم.
.
.
.
.
.
منبع:    www.afsh842.mihanblog.com     
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:9  توسط S&O  | 

گناهان كبيره

بسم الله

پـيـامـبـرخدا(ص ) : گناهان كبيره عبارتند از : شرك ورزيدن به خدا , آزردن پدر و مادر , قتل نفس (آدم كشى ) و سوگند دروغ عمدى (براى ضايع كردن حقوق ديگران و خوردن مال مردم ).

براي ديدن ادامه به ادامهي مطلب مراجعه كنيد:

http://publicrelations.tums.ac.ir/images/news/namaz%203.jpg


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:7  توسط S&O  | 

مناجات حضرت علي عليه السلام در مسجد كوفه

وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدى مِنْ عَذابِ يَوْمَئِذٍ بِبَنيهِ وَصاحِبَتِهِ وَاَخيهِ وَفَصيلَتِهِ الَّتى تُؤْويهِ
وَمَنْ فِى الاَْرْضِ جَميعاً ثُمَّ يُنْجيهِ كَلاّ اِنَّها لَظى نَزّاعَةً لِلشَّوى


و از تو امان خواهم در آن روزى كه شخص جنايتكار دوست دارد كه فدا دهد از عذاب آن روز پسرانش و همسرش و برادرش
و خويشاوندانش كه او را در پناه گيرند و هر كه در زمين هست يكسره كه بلكه او را نجات دهد،
هرگز كه جهنم آتشى است سوزان كه پوست از سر بكند


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمَوْلى وَاَ نَا الْعَبْدُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلا الْمَوْلى

مولاى من ... تويى سرور و منم بنده و آيا رحم كند بر بنده جز سرور او ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمالِكُ وَاَ نَا الْمَمْلُوكُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَمْلُوكَ اِلا الْمالِكُ

مولاى من اى مولاى من ، تويى مالك و منم مملوك و آيا رحم كند بر مملوك جز مالك ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَزيزُ وَاَ نَا الذَّليلُ وَهَلْ يَرْحَمُ الذَّليلَ اِلا الْعَزيزُ

مولاى من اى مولايم تويى عزتمند و منم خوار و ذليل و آيا رحم كند بر شخص خوار جز عزيز ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْخالِقُ وَاَ نَا الْمَخْلُوقُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَخْلُوقَ اِلا الْخالِقُ

مولاى من اى مولاى من تويى آفريدگار و منم آفريده و آيا رحم كند بر آفريده جز آفريدگار ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَظيمُ وَاَ نَا الْحَقيرُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْحَقيرَ اِلا الْعَظيمُ

مولاى من اى مولاى من تويى بزرگ و منم ناچيز و آيا رحم كند بر ناچيز جز بزرگ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْقَوِىُّ وَاَ نَا الضَّعيفُ وَهَلْ يَرْحَمُ الضَّعيفَ اِلا الْقَوِىُّ

مولاى من اى مولاى من تويى نيرومند و منم ناتوان و آيا رحم كند بر ناتوان جز نيرومند ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغَنِىُّ وَاَ نَا الْفَقيرُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْفَقيرَ اِلا الْغَنِىُّ

مولاى من اى مولاى من تويى بى نياز و منم نيازمند و آيا رحم كند بر نيازمند جز بى نياز ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمُعْطى وَاَنَا السّاَّئِلُ وَهَلْ يَرْحَمُ السّاَّئِلَ اِلا الْمُعْطى

مولاى من اى مولاى من تويى عطابخش و منم سائل و آيا رحم كند بر سائل جز عطاكننده ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْحَىُّ وَاَ نَا الْمَيِّتُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَيِّتَ اِلا الْحَىُّ

مولاى من اى مولاى من تويى زنده و منم مرده و آيا رحم كند مرده را جز زنده ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْباقى وَاَ نَا الْفانى وَ هَلْ يَرْحَمُ الْفانىَ اِلا الْباقى

مولاى من اى مولاى من تويى باقى و منم فانى و آيا رحم كند بر فانى جز خداى باقى ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الدّاَّئِمُ وَاَ نَا الزّاَّئِلُ وَهَلْ يَرْحَمُ الزّآئِلَ اِلا الدَّّائِمُ

مولاى من اى مولاى من تويى هميشگى و منم زوال پذير و آيا رحم كند بر زوال پذير جز خداى هميشگى ؟


مَوْلا ىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الرّازِقُ وَاَ نَا الْمَرْزُوقُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَرْزُوقَ اِلا الرّازِقُ

مولاى من اى مولاى من تويى روزى ده و منم روزى خور و آيا رحم كند روزى خور را جز روزى ده ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَالْجَوادُ وَاَ نَاالْبَخيلُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْبَخيلَ اِلا الْجَوادُ

مولاى من اى مولاى من تويى سخاوتمند و منم بخيل و آيا رحم كند بر بخيل جز سخاوتمند ؟


مَوْلاىَ يامَوْلاىَ اَنْتَ الْمُعافى وَاَ نَا الْمُبْتَلى وَهَلْ يَرْحَمُ الْمُبْتَلى اِلا الْمُعافى

مولاى من اى مولاى من تويى عافيت بخش و منم گرفتار و آيا رحم كند بر شخص گرفتار جز عافيت بخش ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْكَبيرُ وَاَ نَا الصَّغيرُ وَهَلْ يَرْحَمُ الصَّغيرَ اِلا الْكَبيرُ

مولاى من اى مولاى من تويى بزرگ و منم كوچك و آيا رحم كند بر كوچك جز بزرگ ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْهادى وَاَ نَا الضّاَّلُّ وَهَلْ يَرْحَمُ الضّاَّلَّ اِلا الْهادى

مولاى من اى مولاى من تويى راهنما و منم گمراه و آيا رحم كند بر گمراه جز راهنما ؟


مَوْلاىَ يامَوْلاىَ اَنْتَ الرَّحْمنُ وَاَ نَا الْمَرْحُومُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَرْحُومَ اِلا الرَّحْمنُ

مولاى من اى مولاى من تويى بخشاينده و منم بخشش پذير و آيا رحم كند بخشش پذير را جز بخشاينده ؟


مَوْلاىَ يامَوْلاىَ اَنْتَ السُّلْطانُ وَاَ نَا الْمُمْتَحَنُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمُمْتَحَنَ اِلا السُّلْطانُ

مولاى من اى مولاى من تويى سلطان و منم گرفتار آزمايش و آيا رحم كند به بنده گرفتار آزمايش جز سلطان ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الدَّليلُ وَاَ نَا الْمُتَحَيِّرُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمُتَحَيِّرَ اِلا الدَّليلُ

مولاى من اى مولاى من تويى دليل و راهنما و منم متحير و سرگردان و آيا رحم كند سرگردان را جز راهنما ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغَفُورُ وَاَ نَا الْمُذْنِبُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمُذْنِبَ اِلا الْغَفُورُ

مولاى من اى مولاى من تويى آمرزنده و منم گنهكار و آيا رحم كند گنهكار را جز آمرزنده ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغالِبُ وَاَ نَا الْمَغْلُوبُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَغْلُوبَ اِلا الْغالِبُ

مولاى من اى مولاى من تويى غالب و منم مغلوب و آيا رحم كند بر مغلوب جز غالب ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الرَّبُّ وَاَ نَا الْمَرْبُوبُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَرْبُوبَ اِلا الرَّبُّ

مولاى من اى مولاى من تويى پروردگار و منم پروريده و آيا رحم كند پروريده را جز پروردگار ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمُتَكَبِّرُ وَاَ نَا الْخاشِعُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْخاشِعَ اِلا الْمُتَكَبِّرُ

مولاى من اى مولاى من تويى خداى با كبريا و بزرگمنش و منم بنده فروتن و آيا رحم كند بر فروتن جز خداى بزرگمنش ؟


مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اِرْحَمْنى بِرَحْمَتِكَ وَارْضَ عَنّى بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ وَفَضْلِكَ

مولاى من اى مولاى من به من رحم كن به رحمت خود و خوشنود شو از من به جود و كرم و فضل خود


يا ذَاالْجُودِ وَالاِْحْسانِ وَالطَّوْلِ وَالاِْمْتِنانِ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

اى صاحب جود و احسان و نعمت و امتنان به رحمتت اى مهربانترین مهربانان

التماس دعا
+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 23:2  توسط S&O  | 

اهمیت کعبه‌ مشرّفه و مکه‌ مکرمه

بسم الله الرحمن الرحیم

 اهمیت کعبه‌ مشرّفه و مکه‌ مکرمه سرزمین امن و آرامش نسبت به جهان هستی و انسانها.


به ادامه ي مطلب مراجعه فرماييد



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 12:41  توسط S&O  |